Autototemize

Autototemize
In one side the will to take control of the entire aspects of the universe, and in the other he sees his inability to fulfill such desire; Here he gives birth to the primitive totem. The primitive man reroutes all of his inabilities and voids through those objective phenomena (totems) that he believes them to be capable in taking control over the external world.

The primitive man (similar to those of the present time) had guessable yet hidden drives to know himself, in an approach as such he finds it necessary to define himself by knowing what is but him. This is the realm of language; by naming and recalling, the nominal criteria of language tend to own, homogenize and essentially internalize the object. In other words, the primitive man extends himself in the world outside, in the same way that he expands himself within the language. In understanding the innermost corners of our inside, the primitive man is confronted with an unsurpassably vast paradox; In one side the will to take control of the entire aspects of the universe, and in the other he sees his inability to fulfill such desire; Here he gives birth to the primitive totem. The primitive man reroutes all of his inabilities and voids through those objective phenomena (totems) that he believes them to be capable in taking control over the external world. From the earliest totems that of the homomorphic magic that ornamented the walls of Lascaux, to the figures and figurines of Aztec deities, there are different appearances of one united desire: The desire for man to adore himself using the sanctification of his totems. These paradoxes may be the most prominent reroutes throughout our entire subjective history. It seems by entering the historical religions (as opposed to natural religions) to totemize undergoes evolution and further more complex developments and finally at the birth of modernity, gets evacuated from the man of the age of reason suffering a sudden death; but it is only the appearance. The modern man, standing at the furthest bounds of language, still expands himself in the external world that only makes sense within t he inside. Here evidently mans modernist rationalism is replaced with his pejorative totemization. But in a broader understanding of this equation, what sit at the mighty throne of totem (objectivity) is not reason (subjectivity) but an altered form of the totem; modern man of industrial revolution through his technological background replaces totemize with fetishism. T he consumer structure supersedes earlier totems by our daily consumed product and objects using the perpetuation of our objective stance; thus taking it as a median to control those aspects that seems unreachable solely by human intention. But till the very last breath of modernity, this replacement con will not be divulged to the man of new era, and for the first time by the birth of postmodern subject this entity is taken into the abyss of doubt; the man rebels his totems again, but he no longer revolts a certain set of totems but the totem itself.

How such revolt will alter the conceptual equation of the foundations of totem from within? The answer is simple yet surprising: contemporary human returns to the birthday of totem in the chronology of its subjective history in order to construct the determination that he is about to alter. Contemporary human unlike its premier relatives accepts his lingual and objective voids without the use of reroutes and instead of this reroute of the subjective void to an objective entity he internalize the void by the virtue of reflexivity. At this point, as it is opposed to totemize is the birthplace of autototemize. Through this process the contemporary man himself, freed from the embarrassment of the obsolete, stands for the totem and along with his acceptance of his intolerable voids in his conscious, he dedicates his consecration and blessings to himself; just as the homomorphic magic reflects his face instead of the totems. Perhaps a similar desire for self-admiration encouraged primitive man to create, nurture and perpetuate totemize; with this very difference that the primitive man (probably caused by a fear of unconscious and an immature self-conscious) tended not to accept himself as the totem. On the ground of a subjective self in a contemporaneous reference, shaman’s dread converts to the artist’s dare, and as the ancient shaman hides behind the objective mask of a totem, artist reveals himself from beneath the subjective curtain of self. Even though this reverse approach may seem a new form of narcissism at first, but practically develops an analytic/therapeutic system in the new art; the artist so revealed in the void of his reflexivity that represents himself despite of its connection to the void, released from the bondage of the narcissistic mask and boldly he stands with his bare face amidst the cultural context. In this dialectic, a type of PsychoArt2 is produced that carries our understanding of self to new borders; it is beyond those borders where regardless of historical shame narcissism converts to self-exhibitionism.

انسان بدوی(همانند انسان امروز) گرایشی محسوس اما پنهان برای شناختِ خود دارد، و در این مسیر راهی نمی‌یابد مگر شناخت خود از طریق شناخت هر آنچه غیرِ خود است. این همان جلوه‌گاهِ زبان است؛ زبان ِ”نام‌ها” که می‌کوشد با نام‌گذاری هر پدیده‌ی بیرونی، آن را به تملک خود در‌آورده، از جنس خود کند و در یک کلام، درونی سازد. به عبارت دیگر، انسان بدوی خود را در دنیای بیرون بسط می‌دهد، هم از آن‌گونه که خود را در زبان بسط می‌دهد. در مسیر شناختِ درونی‌ترین زوایای درون اما، انسان بدوی با یک ناسازه‌ي  سُترگ روبرو است؛ از یک سو میل به چیرگی ِمطلق بر تمامی وجوهِ دنیای بیرونی، و از سوی دیگر عدم توانایی برای محقق کردنِ این چیرگی؛ این نقطه‌ی زایش ِتوتم و توتم‌سازی  است. انسان بدوی تمامی ناتوانایی‌ها و خلاء‌های خود را به پدیده‌هایی اُبژکتیو (توتم‌ها) فرافکنی می‌کند که به گمان او قابلیت ایفای نقش یک واسطه در اعمال قدرت بر دنیای بیرونی را دارند. از نخستین توتم‌ها که در مقام جادوهای همانند‌سازی  بر دیوارهای غار لاسکو نقش بسته‌اند، تا پیکره‌های ایزدان و ایزدبانوان ِآزتک، جلوه‌هایی متفاوت از یک میلِ واحد متجلی شده است: میل ِ انسان به تقدیس از خود، در قالبِ تقدس‌پردازی ِتوتم‌های خود. این ناسازه شاید سترگ‌ترین فرافکنی ِ تاریخ ِ ذهن بشر است. چنین به نظر می‌رسد که توتمیسم با ورود به ساحتِ آیین‌های تاریخی(در تقابل با آیین‌های طبیعی) تکامل و پیچیدگی می‌یابد و نهایتاً در نقطه‌ی زایش ِ مدرنیسم، با مرگی ناگهانی (و نه تدریجی!) از دایره‌ی مفاهیم ِ انسان ِ خِردباور ِ مدرن خارج می‌شود؛ البته فقط چنین به نظر می‌رسد؛ انسان مدرن، ایستاده بر دورترین مرزهای زبان، همچنان خود را در دنیای بیرونی‌ای بسط می‌دهد که باز هم تنها در ساحت درون معنا می‌یابد. اینجا ظاهراً خردباوری ِ نوگرایانه‌ی انسان، جایگزین توتم باوری ِ واپس گرایانه‌ی او شده است. اما در صورت بندی ِژرف‌تر ِاین معادله، آنچه بر سَریر ِتوتم (اُبژکتیویته) تکیه می‌زند، نه خِردگرایی (سوبژکتیویته) بلکه صرفاً صورتِ دگرگون‌شده‌ای از توتم است؛ انسان مدرن بر بافتار انقلاب صنعتی/تکنولوژیکی، شیء‌پرستی  را بر مسندِ توتم می‌نشاند. ساختار مصرفی، وضعیتِ اُبژکتیوِ انسان مدرن را تا به آنجا پیش می‌برد که عملاً اشیا و کالاهای مصرفی ِروزمره اش در همان مقامی قرار می‌گیرند که توتم برای انسان پیشامدرن داشت؛ واسطه‌ای برای اعمال سلطه‌ی هر چه بیشتر بر تمامی زوایای ِزندگی‌ای که انسان به تنهایی توانایی تسلط بر آن را ندارد. اما تا آخرین نفس‌های مدرنیسم، این بازی ِجایگزینی بر انسان‌ ِعصر جدید آشکار نمی‌شود، و با زایش ِساحت معاصر، این معادله برای نخستین بار از بُنیان به چالش کشیده می‌شود؛ بار دیگر انسان در برابر توتم‌های خود سر به عصیان بر می‌دارد، اما این بار نه فقط در برابر توتم‌هایی خاص و معین، بلکه در برابر مفهوم ِ بنیادین ِتوتم.

چنین عصیانی چگونه معادله‌ی مفهومی ِتوتم را از بنیان دگرگون می‌سازد؟

پاسخ ساده و در عین حال شگفتی‌برانگیز است: انسان معاصر برای دگرگون ساختن الگوی توتمیسم، به وضعیتی باز می‌گردد که نقطه ی زایش توتم و تبیین ِمعادله‌ی انسان/توتم است. انسان معاصر بر خلافِ انسان بدوی، خلاء‌های زبانی و غیر‌زبانی خود را بدون فرافکنی می‌پذیرد و به جای آنکه خلاء‌های سوبژکتیو را به مقولاتِ اُبژکتیو فرافکنی کند، در فرایند خویشتن‌ارجاعی  آنها را درونی می‌سازد. این نقطه، در تقابل با نقطه‌ی زایشِ توتم‌سازی، محل زایش ِخود-توتم‌سازی است. در طی این فرایند، انسان معاصر رها از شرمساری ِکهن‌الگویی، خود در جایگاه توتم می‌ایستد و در عین پذیرش خلاء‌های غیر قابل عبورِ ساحتِ خودآگاهی‌اش، ستایش و تقدس را تقدیم خود می‌کند؛ همانگونه که این بار تنها جادوی همانند‌سازی‌اش نیز، بازتاب خودش است، نه بازتاب توتم‌ها. شاید میل ِمشابهی به ستایش ِخویشتن، انسان بدوی را نیز به توتم‌سازی و فرافکنی ستایش و استمداد‌طلبی‌اش به توتمیسم واداشت؛ با این تفاوت که انسان بدوی (شاید به خاطر شرم ِناخودآگاهی و خودآگاهِ نابالغ) از پذیرش خود در جایگاه توتم سر بازمی‌زد؛ بر بافتار اندیشه‌ی خویشتن ارجاع ِمعاصر، شرم ِشَمَن بدل به گستاخی هنرمندمی‌شود، و همانگونه که شَمَنِ باستانی در پس ِ نقابِ اُبژکتیوِ توتم پنهان می‌شد، هنرمند معاصر از پس ِ نقاب سوبژکتیوِ خود، خویشتن‌اش را آشکار می‌سازد. این روندِ معکوس اگرچه شاید در نگاه نخست، صورتی تازه از خود-شیفتگی  به نظرمیرسد، اما عملاً نوعی کاربستِ تحلیلی/درمانی را در ساحت هنر معاصر ارائه میکند؛ هنرمندی که آنقدر در ساحتِ خویشتن ارجاعی پیش رفته است که موجودیتِ خود را در عینِ پیوند با تمامی خلاءهایش بازتاب میدهد، از قیدِ نقاب خودستایی رها شده و جسورانه، چهرهی عریان خویش را، بر بافتار زیست-فرهنگیِ خود به نمایش میگذارد. در این ساحتِ گفتمانی، نوعی هنر-درمانی متجلی میشود که انسان (هنرمند) را به مرزهای تازه ای از شناختِ خود میرساند؛ مرزهایی که در ورای آن، خود-شیفتگی، فارغ از هر شرم ِتاریخی، بدل به خود-افشاگری میشود.

LAPIS PHILOSOPHORUM, From “Cet Obscur Objet du Désir” Series by Alireza Amirhajebi Assemblage 30x50x5 cm| 2013

LAPIS PHILOSOPHORUM, From “Cet Obscur Objet du Désir” Series
by Alireza Amirhajebi
Assemblage
30x50x5 cm| 2013

UNTITLED, From “Living in Exile” Series by Simin Keramati Poster Print 70x50 cm | Edition of 3 | 2014

UNTITLED, From “Living in Exile” Series
by Simin Keramati
Poster Print
70×50 cm | Edition of 3 | 2014

HEBRON by Saleh Tasbihi Wood, Metal, Plaster, Organic Hair and Magnifying Glass 14x14x27 cm| 2015

HEBRON
by Saleh Tasbihi
Mixed Media
14x14x27 cm| 2015

VIS O RAMIN DOCUMENT 8, From “Vis o Ramin” Series by Ramin Etemadi Bozorg Fiberglass 100x70x20 cm | Edition of 3 | 2014

HEBRON
by Saleh Tasbihi
Mixed Media
14x14x27 cm| 2015

DREAM CATCHER by Mahan Momeni Ceramic 58x38x15 cm | 2014

DREAM CATCHER
by Mahan Momeni
Ceramic
58x38x15 cm | 2014

UNTITLED, From “The Secret Body of Miss Strawberry” Series by Paria Faam Mixed Media 20x20x20 cm | 2015

UNTITLED, From “The Secret Body of Miss Strawberry” Series
by Paria Faam
Mixed Media
20x20x20 cm | 2015

UNTITLED, From “Goddess” Series by Nastaran Safaei Bronze, Brass, Fiberglass, Acrylic Paint, Mirror, Wood 85x50x17 cm | 2015

UNTITLED, From “Goddess” Series
by Nastaran Safaei
Mixed Media
85x50x17 cm | 2015

wordpress theme powered by jazzsurf.com